سفارش تبلیغ
صبا

тнЄ ЄИD

خدایا وقتی دلت میگره چیکارمیکنی...؟ میری یه گوشه میشینی... هی با نگات بازی میکنی که...یادت بره میخواستی گریه کنی...؟! یه لیوان آب میخوری که همه ی بغضاتو قورت بدی...؟! اونوقت یادت میاد خدایی وباید تنها باشی؟ خداجون نمیدونی این روزا چقدر خدا بودم..

خداااااااااا چرا عاشق شدم من؟

خدااااااااا   چرا عاشق شدم من دیگه

 

از دست این دل یه شب آروم ندارم    


 

واااااااااای  چرا تواین زمونه

 

شدم قربونیه غم اسیره روزگارم          


 

روزا چشمای نازش  میشینه توکتابم

 

شبا وقتی میخوابم می بینمش کنارم

                                                                 


 


 

  واسش نامه نوشتم قشنگو عاشقونه

 

نوشتم دو تا چشماش منو کرده دیوونه




[ شنبه 92/1/24 ] [ 12:9 صبح ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

اولین خاطره سال جدیدمن

"بسم الله الرحمن الرحیم":سلام  میخواستم براتون یک خاطره  نمیدونم خوب یا بد

براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد :

 

من بعد از اینکه از سفر مشهد برگشتم و به خونمون رفته بودم  از دختر عمم

شنیدم که فامیل های مشهدی شون اومدن

 

عید دیدنی خونشون {فامیلای شوهر عمم هستن خیلی باهاشون آشنا

نیستیم} از طرف خودش منو دعوت کرد خونشون

 

برای نهار منم قبول کردم ورفتم  وقتی وارد شدم دیدم که خیلی شلوغه منم که

آدم خجالتی گفتم ولش کن من نمیام دختر

 

عمه ایشالله یه دفعه دیگه مزاحمت میشم  دیگه اینقد اصرار کرد که من

بالاخره رفتم داخل وبهش گفتم به یه شرط میام

 

اونم اینکه من تو اتاق پذیرایی نمیام بریم تو یه اتاق دیگه دختر عمم قبول کرد

ورفتیم داخل اتاقی که هیچکس نبود بعد دختر

 

عمم ازم با چای  و شیرینی پذیرایی کرد مهمونا هم تو اتق پذیرایی بودند تا

اینکه وقت نهار شد دختر عمم گفت بریم تو جمع

 

مهمونا باید نهار بخوریم بهش گفتم من خجالتی هستم گفت نه باید بیای وگرنه

دیگه نه من نه تو دیگه چاره ای نداشتم

 

خلاصه وقتی رفتیم سر میز نهار یک دختر از همون مهمونای مشهدی رو دیدم

که خیلی خوشگل و ناز  بود خدا میدونه که

 

وقتی دیدمش قلبم یه جور دیگه میزد  و یه حسی داشتم توهمون  حال که نگاه

میکردم اونم نگاه کرد و خنده ای زد  حالا رو

 

چه لحاظ خنده زد برام رو نمیدونم  در حال غذا خوردن همش تو فکرش بودم

که چجوری بهش نزدیک بشم  و ابراز علاقه

 

ودوستی بکنم بعد از اینکه غذا خوردیم هی بهش نگاه میکردم  وت فکر بودم

فقط به یه نفر میتونستم بگم اونم دختر عمم

 

بود به اونم نتونستم بگم چون اون منو خیلی دوست داشت میفهمید که از چه

لحاظ میگم منم دوستش داشتم ولی از لحاظ

 

دختر عمه ای نه چیز دیگه ای .خلاصه فرصت نشد تا اینکه فهمیدم شب بلیط

برای  قطار برای مشهد دارند خیلی داغون

 

شدم که نتونستم درخواستمو بهش بگم وقتی رفتند اونموقع فهمیدم عاشق شدم

ونمیدونستم  وحالا هر موقه که به

 

فکرش می افتم گریم میگیره....

 

دوستان  به اون خدایی که میپرستیم این خاطره ام واقعی بود  و واقعا عاشق شدم

><امیدوارم خوشتون اومده باشه این

 

اولین نوشته من به دستای خودم بود .

 



[ جمعه 92/1/16 ] [ 3:13 عصر ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

دانشگاه انتظار

دانشگاه انتظار بعد از 1300 سال دانشجو می پذیرد.

متاسفانه این دانشگاه هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است...

این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون بعمل می اورد.

مدارک لازم برای ثبت نام

:


1:نماز اول وقت و ولایت مداری
2:نمازهای نافله و نماز شب
3:کدائم الوضو بودن
4:دلی پر از ثواب

اللهم عجل لولیک الفرج


حالا تو ...

سال هاست

که "منتظر" مایی !




[ یکشنبه 92/1/4 ] [ 11:50 عصر ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

خلوت با خدا

چقدر خنده داره چقدر خنده داره



که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه


 بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

  


 
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد

 

 سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده دارهچقدر خنده داره



که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو


 رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

 چقدر خنده داره



که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در


 برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم


 تا آخرین لحظه هم که شده انجام

 

 بدیم!

 چقدر خنده داره



که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

 چقدر خنده داره



که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

 

 

 

 

چقدر خنده دارهچقدر خنده دارهچقدر خنده داره



که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

 

 


که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

 

 


که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 


 
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از

 

 حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!چقدر خنده داره




که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و

 

 

 پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!


خنده داره

 




اینطور نیست؟


دارید می‌خندید؟


دارید فکر می‌کنید؟


این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او




خداوند دوست داشتنی ست.





این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره..
 
 
 
 
 
 
 { www.latergham.parsiblog.com   {onlygod     { فقط خدا}


[ یکشنبه 92/1/4 ] [ 11:48 عصر ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

فقط خدا



هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز

به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم

که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز . . .
.

.

دوبیتی خداوند

الله تویی و ز دلم آگاه تویی / درمانده منم دلیل هرراه تویی

گرمورچه ای دم زند اندر ته چاه / آگه زِ دَمِ مورچه و چاه تویی . . .

.

.

خداوندا

برای همسایه که نان مرا ربود، نان

برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی

برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش

و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم . . .

.

.

من گرچه سیه روی و بدم یا الله

از درگه خود مکن ردم یا الله

گفتم که من و این همه عصیان چه کنم؟

گفتی که بیا من آمدم یا الله . . .

.

.


روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم

قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید . . .

.

.

چه بسیار نعمت های خداوند که

تنها در رگی

خانه گزیده اند.

کتاب نیایش پیامبر(ص)

.

.

خداوندا، خداوندا

قرارم باش و یارم باش

جهان تاریکی محض است

می‌ترسم

کنارم باش

.

.

خدایا

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . .


[ پنج شنبه 92/1/1 ] [ 2:39 صبح ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

غمگین



ای همه غمگین اگر تنها شدی من با توام

خسته دل از هر که ، وز هر جا شدی من با توام


گر به کنج بی کسی آمیختی با درد خویش

دلگران از مردم دنیا شدی من با توام


از غمت گریان منم گر تا سحر مانند شمع

اشکریزان در دل شبها شدی من با توام


ای عزیز جانم! ای هم نفس! ای آشنا!

خسته گر از گنبد مینا شدی من با توام


اشک غمگینان دلم خون میکند؛ای وای من!

ناله کمتر کن اگر تنها شدی من با توام


ای بیابانگرد بی کس! گر زغربت روزها

دربه در در کوه و در صحرا شدی من با توام


در شب سرد زمستان روح من در کوچه هاست

چون اسیر لشگر سرما شدی من با توام


کامران بودی اگر جانت سلامت ، شاد باش

ور به کام درد جان فرسا شدی من با توام


ای دو چشم اشکریزان! در دل شب های تار

هر زمان از دست غم دریا شدی من با توام


شعر من غم نامه عمر من است ای آشنا

هم سخن گر با کلام ما شدی من با توام

 



منو به دست من بکش به نام من گناه کن

اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن

نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست
 
که از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست
 
هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی
 
به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

 



[ پنج شنبه 92/1/1 ] [ 2:27 صبح ] [ тнЄ ЄИD ]

نظر

::

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

متن آهنگ